مقایسه خود دلسوزی، اجتناب شناختی و خودتنظیمی عاطفی در دانش آموزان با و بدون ناتوانی‌های یادگیری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی اصیل

نویسندگان

1 استادیار گروه روانشناسی ، دانشگاه سلمان فارسی کازرون، کازرون، ایران

2 دانشجوی دکتری روانشناسی عمومی ، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

3 دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

4 دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران * (نویسنده مسؤول) shahriardargahi@yahoo.com Email:

چکیده

زمینه و هدف: :  دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری تحت تاثیر عوامل مختلف روانشناسی ناشی از این اختلال قراردارند که باعث ایجاد و تداوم این اختلال می‌شود؛ لذا پژوهش حاضر درصدد مقایسۀ خود دلسوزی، اجتناب شناختی و خودتنظیمی عاطفی در دانش آموزان با و بدون ناتوانی‌های یادگیری است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای است. جامعۀ آماری این پژوهش شامل کلیۀ دانش آموزان پسر 12-16 سالۀ شهرستان نورآباد (دلفان) است که در سال تحصیلی 93-94 مشغول به تحصیل بودند. آزمودنی‌های پژوهش، شامل 30 دانش آموز پسر 12-16 ساله، مبتلا به ناتوانی‌های یادگیری شهرستان نورآباد بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. همچنین 30 دانش آموز عادی که به شیوه همتا سازی بر اساس سن، ترتیب تولد و وضعیت اجتماعی-اقتصادی انتخاب شدند برای جمع آوری داده ها از مقیاس خود دلسوزی، اجتناب شناختی و خودتنظیمی عاطفی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیری مانوا (MANOVA) استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) نشان داد که  میانگین نمرات دانش آموزان عادی در متغیر خود دلسوزی(جزمؤلفۀ انزوا) و خودتنظیمی عاطفی (جز تغیر عاطفه و خلق منفی) نسبت به دانش آموزان با ناتوانایی یادگیری به طور معنی داری بیشتر بود(001/0P<) . ولی در مؤلفۀ ویژگی مشترک انسان و پیش همانند سازی از متغیر خوددلسوزی و مؤلفۀ تغییر موقعیت از متغیر خودتنطیمی عاطفی، بین دانش آموزان دو گروه تفاوتی مشاهده نشد. همچنین در متغیر اجتناب شناختی میانگین نمرات دانش آموزان عادی به طور معناداری پایین تر از کودکان با ناتوانایی یادگیری بود.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که دانش آموزان با ناتوانایی یادگیری، به دلیل اجتناب شناختی بالا در موقعیت های بین فردی بیشتر دچار سوگیری می‌شوند که باعث می‌شود نسبت به کودکان عادی، سازگاری روانی و اجتماعی کمتری داشته باشند. همچنین به دلیل خوددلسوزی و خودتنظیمی پایین نسبت به کودکان عادی، احساس کفایت کمتری می‌کنند و در نتیجه دچار عواطف منفی می‌شوند

کلیدواژه‌ها